غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

242

مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )

آمد فرمان داد او را فرو گيرند . در ماه رمضان به بغداد رسيد در حالى كه برادرش صمصام الدوله همچنان دربند او بود . مدت امارتش در عراق چهار سال بود . در سال 379 شرف الدوله بيمار شد . چون مرضش شدت يافت او را گفتند كه با وجود صمصام الدوله دولت در خطر است . اگر او را نمىكشى ديدگانش كور كن . پس شرف الدوله چشمان برادر كور كرد و او را با برادر ديگرش ابو طاهر در يكى از دژهاى فارس حبس نمود . در اين سال در آغاز ماه ربيع الآخر شرف الدوله ابو الفوارس شير ذيل پسر عضد الدوله به مرض استسقا بمرد . مدت امارتش در عراق دو سال و هشت ماه بود و مدت عمرش بيست و هشت سال . بعد از او برادرش بهاء الدوله ابو نصر به ولايت‌عهدى رسيد . اما پسرش ابو على را به فارس فرستاده بود و خزاين و ساز و برگ بسيار با جماعتى از تركان با او همراه كرده بود . آنهايى كه در دژ به نگهبانى صمصام الدوله و برادرش ابو طاهر مشغول بودند چون از مرگ شرف الدوله خبر يافتند آن دو را آزاد كردند . فولاد نيز با آنان بود . اينان به شيراز رفتند . در آنجا بسيارى از ديلميان گرد صمصام الدوله را كه نابينا شده بود بگرفتند و او بر فارس استيلا يافت . اما ابو على پسر شرف الدوله ، عمش بهاء الدوله نزد او پيام فرستاد و او را خوشدل ساخت و وعده‌هاى نيك داد . ابو على نزد او رفت . چون برسيد او را بگرفت و پس از اندك مدتى بكشت . هم در اين سال ابو طاهر ابراهيم و ابو عبد الله حسين ، پسران ناصر الدولة بن حمدان ، موصل را تصرف كردند . در سال 380 امير باد كردان را گرد آورد و به سوى موصل رفت . ابو طاهر ابراهيم و ابو عبد الله حسين پسران ناصر الدولة بن حمدان به مقابله بيرون آمده با او نبرد درپيوستند . امير باد مىخواست از اسبى بر اسب ديگر سوار شود ، بناگاه بيفتاد . يارانش يارىاش كردند تا بر اسب نشيند ، نتوانست . رهايش كردند و رفتند . يكى از اعراب او را بشناخت ، بكشتش . پيكرش را بر در دار الاماره بردار كردند . مردم شورش كردند و گفتند : با مردى كه به غزا رفته است روا نيست چنين معامله كنند . او را فرود آوردند و كفن كردند و بر او نماز خواندند و به خاك سپردند و در حق او محبتهاى بسيار كردند .